![]() |
![]() |
|
| يا من هو علي كل شي ء شهيد |
|
۱. نمیدونم کدوم حاکم برای اینکه از شر دشمنانش خلاص شه اونا را داخل یه به اصطلاح هزار تو مینداخت که فقط یک راه خروج داشت.... قصه اون حاکم و هزارتوش دقیقا قصه ماها و زندگیمونه. به یه بن بست که می رسیم با کلی بدبختی و مصیبت راهی پیدا میکنیم برای رهایی از اون اما بلافاصله میخوریم به یه بن بست دیگه و باز روز از نو روزی از نو.... تنها فرق بازی ما با اون بازی اینه که هزار توی ما هیچ راه گریزی نداره جز مرگ که البته خود اونم شروع مصیبت بزرگتری هست: توی اون دنیا برای خودت و توی این دنیا برای بازماندگانت!!!!!
۲. این روزا دارم کتاب کلیدر را میخونم. نکته ای که خیلی توجه منو جلب کرده اینه که وقتی کسی میخواد اوج خشمش را نشون بده یا کسی را شدیدا خشمگین کنه بهش فحشی میده که مربوط میشه به مادرش( و نه همسرش). یکی پیدا شه به من بگه چرا؟ چرا از "مادر"ی که همه مون خیلی خوب بلدیم کلی شعار در مورد مقدس بودنش بدیم برای همچن کارهایی هم استفاده می کنیم؟ راستی چرا پدرها توی این فحش ها نیستند؟ ۳. چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 9:46 توسط ساده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
توی حرفایی که اینجا نوشته شدن فقط "سادگی" را ببین؛ نه "عاشقی"
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشام بسیار عزیزم نجلا(استاد بزرگوار من) اوای کرک آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
اميررضا رودابه ارشام دردونه حسام اندیشه های یک مرد ایرانی راه نرفته تبیان سوسن اواي كرك دلاور بن سعيد |
|
RSS
|