![]() |
![]() |
|
| يا من هو علي كل شي ء شهيد |
|
سلام به همه بزرگوارانی که همیشه به من لطف دارن و برام می نویسن.
به خاطر یک مسافرت کوتاه فکر کنم ۸-۷ روزی باید دور باشم از اینترنت و در نتیجه از شما. دعا میکنم بازم فرصتی داشته باشم که ببینمتون و براتون بنویسم و برام بنویسین... اما اگه ما را دیگه ندیدین غریبه ای به اسم ساده را حلال کنین. باشه؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 بهمن1384ساعت 15:17 توسط ساده |
|
|
کوله بار سفر را بسته ام..... اما این بار بی تو، تنها یاد تو با من است...... سفر همیشه اجبار نیست اما همیشه سخت است...همیشه....
باید رفت و..... من هم میروم ...............
گذشتن از هیچ چیزی برای من آسان نیست..... فراموش کردن هیچ لحظه ای برایم راحت نیست...... اما تویی که حتی خراب کردن را دوست داری، حتی بیش از من! ..... تویی که گذشتن از همه کس برایت آسان است الا غرورت! تویی که..... بگذر از تمامی آنچه من تلاش کردم خوبی باشد و تو فقط بدی دیدی.... بگذر.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 بهمن1384ساعت 14:39 توسط ساده |
|
|
این راه دشوار با بودنت چه "ساده" می نمود پیمودنش....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 بهمن1384ساعت 13:0 توسط ساده |
|
|
زندگی گاهی تلخه گاهی شیرین....
گاهی سخته گاهی آسون... گاهی زیبا گاهی زشت.... همه این جور حساب کتاب می کنن که هر کی نفس میکشه زنده اس..... هر کی راه میره زندگی میکنه..... پس با حساب کتاب های تو من هم زنده ام و هم زندگی میکنم! حالا گیرم این زندگی تلخ باشه.... سخت باشه.... زشت باشه... ........... تو خوش باش و خوشبخت. حداقل اینجوری منم یه دلیل پیدا میکنم برای یه لحظه کوتاه دلخوش بودن!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 8 بهمن1384ساعت 12:36 توسط ساده |
|
|
همدم بی کسی هات توی بی کسی اسیره...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 6 بهمن1384ساعت 12:21 توسط ساده |
|
|
"چشمان من
چشمان تو قلب من قلب تو نجابتت غرورم همه چيز براي فتح روياهايم مهياست فقط يك سطر آزارم مي دهد.. غرورم! كاري بكن دخترك. " .................... چگونه برای تو باشم وقتی دستان تو سرد هستند! وقتی نگاهت دیگر مرا نمی شناسد! وقتی غریبه بودنم را چشمانت به روشنی گواهی میدهند! چگونه..... تو بگو چگونه؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 4 بهمن1384ساعت 12:6 توسط ساده |
|
|
خدایا!
از عشق امروزمان اندکی برای فردایمان کنار بگذار... فردایی که فراموش خواهیم کرد دیروز عشقی داشتیم... دیروز عاشق کسی بودیم... دیروز کسی را دوست داشتیم و دوست کسی بودیم... ................. از عشق امروزمان اندکی برای فردایمان کنار بگذار... فقط اندکی تا امروزمان را فردا فراموش نکنیم!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 2 بهمن1384ساعت 16:50 توسط ساده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
توی حرفایی که اینجا نوشته شدن فقط "سادگی" را ببین؛ نه "عاشقی"
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشام بسیار عزیزم نجلا(استاد بزرگوار من) اوای کرک آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
اميررضا رودابه ارشام دردونه حسام اندیشه های یک مرد ایرانی راه نرفته تبیان سوسن اواي كرك دلاور بن سعيد |
|
RSS
|